سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

4

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

كرده مشغول صرف چاى گشتند ، ميرزا مجنون تفنگ را برداشت و به قصد شكار قمرى در درختها گردش رفته تا رسيد به درخت بادام و شكار را تبديل به احسن نمود و به چيدن بادام مشغول گشت . شخصى از مستأجرين آنجا ممانعت نمود و از مقاله به مقابله و به مخاصمه و مقاتله كشيد و مشاجره نمودند و تفنگ از براى پيرمرد كشيده . پيرمرد تفنگ را گرفته . درين حين تفنگ صدا نمود و كلاه پيرمرد را ساچمه زخمى نمود و پيرمرد را به حد وافر زدند . پيرمرد فرياد نمود و زارعين و باغبانها جمع گشته و غوغا برخاست . ميرزا انچوچك و كچول و انتيرك از براى تفحص و تحقيق اين ولوله رفتند و پيرمرد را با سه نفر [ 4 ] ديگر كه حضور داشتند استمالت مىنمايند و معذرت مىخواهند و پيرمرد از تقصير مقصر مىگذرد و درين حين از باغ پايين باغبانها با دم‌گاوى مىرسند و بدون تحقيق و رسيدگى تف بر چماقها كرده اول كسى كه قدم مردى به ميدان دم‌گاوى نهاد كچول بود و ضيافت شد و بعد ميرزا انچوچك [ را ] نواختند . بعد ميرزا انتيرك دچار دم‌گاوى شده هياهو شدت نمود . ميرزا صامت تار را كنار گذاشته برخاست خبرى بياورد و ديد قدرى كار مغشوش است . برگشته تفنگ را به صدر الدوله داده بردند و مجددا مشغول زدن تار شد . چونكه چند نفر باغبان در آنجا نشسته بودند خواست از وقعه مخبر نشوند و تفنگ از ميانه برود . به ميرزا عمو در حين زدن تار گفتم كه رفقا مشغول نزاع و خوردن چماق بودند . كچول فرار كرده در علفها نعش شده و ميرزا مجنون را زياد زده بودند . ميرزا صامت ديد قال مقال نزديك شده برخاست كه ببيند چه خبرست . ميرزا مجنون را ديد سروپا برهنه مىآيد . ميرزا صامت برگشته به باغبانها گفته برويد ببينيد چه خبر است . باغبانها دوان‌دوان رفتند . چماق به دستها درين حين رسيدند . ميرزا صامت تار و كلاه و سردارى را برداشت و فرار نمود كه تار [ را ] در برد . ميرزا عمو در نزد اسبابها مانده ، ميرزا صامت تار را در ميان علفها پنهان كرده مراجعت نمود . يك نفر از رعاياى چوبدار او را ديده و فرياد نمود بياييد كه اين فلان‌فلان‌شده در اينجاست . ميرزا صامت فرار نمود كه خود را به رفقا برساند و آن هم تعاقب